کبوتران
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: - ۱۳٩۳/٢/۱۳

این کبوتر بعد از 2 ماه از عسلویه برگشت.


دوستان خوبم در پایان مسابقه بوشهر-شوش دوعدد جوجه کمتر از 10 بنده واسه من باقی موند که خیلی هم ضعیف شده بودند و من فکر کردم میمیرند ولی زنده موندن در پایان مسابقه تعدادی از بچه ها گفتند بریم 50 کیلومتر جلوتر کبوترهامونو بندازیم ولی من گفتم اگه میخواید بریم 250 کیلومتر اونورتر بندازیم که کسی قبول نکرد و من هم همه چیز رو تمام شده دونستم و بیخیال کبوترها شدم گفتم کم کم خودشون سرحال میشن ولی یک هفته بعد که من کبوترهامو واسه دونه خوردن از کله بیرون نیاورده بودم بچه ها ساعت 7 غروب زنگ زدن گفتن مگه نگفتی 250 کیلومتر اونورتر من هستم مردی حرف زدی بیا جلو ؛ هیچی منم ورداشتم از مغازه رفتم خونه و دون و اب جلوی پرنده هام گذاشتم و اونها رو توی قفس حمل گذاشتم و بردم محل سریال گذاری توی این مسیر هم هرچی خورده بودند پس دادند سرتون رو درد نیارم از هفت کبوتری که از عسلویه انداختیم فقط یک پرنده متعلق به رضا جمشیدی بچه اندیمشک برگشت و تمام.
حالا بعد از 2 ماه یکی از جوجه های من برگشته و کاملا پیداست که جایی گیر افتاده چونکه خط بال شدیدی روی بالهاش است و سریالش رو هم برداشتن و معلومه که چند روزه که داره میگرده چونکه خیلی سبک شده . حالا اینکه کجا گیر افتاده اصلا نمیدونم ولی شماره من روی پلاکش بوده و کسی به من زنگ نزده بود.

مسافت هوایی برگشت این کبوتر : 630 کیلومتر است. 

 امروز من خیلی خیلی خوشحالم و دوست داشتم بقیه بچه ها رو توی این خوشحالی سهیم کنم.


در زیر عکس این کبوتر رو زدم عکس متعلق به روز قبل از مسابقه بوشهر-شوش است و امروز کبوتر حال خوشی نداره که عکسشو بزنم.

 

این هم عکس پدر و مادر این کبوتر 

نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :